تو را نگاه می کنم
خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند!
تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود
زورق ها در آب های کم عمقند...
خلاصه کنم:دریا بی عشق سرد است!
جهان این گونه آغاز می شود:
موج ها گهواره ی آسمان را می جنبانند
(تو در میان ملافه ها جا به جا می شوی
بیدار شو تا از پی ات روان شوم
می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم
از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب
می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم!
برچسب:
نویسنده: صادقی
تاريخ: دوشنبه
18 / 10 ساعت: 2:49